ایران عشق
۳ آذر
۲۴ شهریور
موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ وگوسفندوگاوخبرداد . همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد! ماری درتله افتاد و زن مزرعه دار راگزید! ازمرغ برایش سوپ درست کردند! گوسفندرابرای عیادت کنندگانت سربریدند! درنهایت زن مرد و گاورابرای مراسم ترحیم کشتند! دراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میکردوبه مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد
۲۳ شهریور
۱۷ شهریور
یه آبادانیه و لره میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند.
آبادانیه میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم.
آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده.
لره میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم.
آبادانیه میره چراغ بگیره و لره با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین!
آبادانیه میگه : ولک حال کردی….اینطوری چراغ میگیرنا!!!!!